ناصر الدين شاه قاجار
178
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
روز شنبه پانزدهم [ شهر شوال ] بايد رفت به خانقين چهار فرسنگ راه است . صبح تيمور ميرزا آمد . تكليف مىكرد ، كه همهجا از لب رودخانه برويم . الى خانقين شكار بكنيم . هوا هم خيلى آرام و خوب بود . حقيقتا تنبلى كرده سوار كالسكه شده راندم . پاشايان و . . . و . . . همه بودند . صحبت شد . رانديم . تا رسيديم به درهماهورها بالاى تپه . به ناهار افتاديم . از باران سابق زمينها معقول سبز و خرم شده بود . چشمانداز غريبى داشت . بنه و مردم جاده « 1 » را پر كرده بود . با دوربين تماشا كردم . به صحراها ، حرمها و . . . آمده گذشتند ناهار خورديم . يحيى خان ، حكيم طولوزون ، بودند . روزنامه خواندند . بعد از ناهار باز سوار كالسكه شده رانديم . على مراد خان ، « عزيز الله خان قلعه زنجيرى » و . . . آمدند . محمد حسن خان كلهر ، آمده بود . ديده شدند . نخواستم از توى ده خانقين و پل بروم . سياچى و آئى را فرستادم ، جلو بروند . از رودخانه گدار پيدا كنند [ كه ] به ده نرفته از صحرا برويم . سياچى رفت و آمد راه بوده است . [ 415 ] به قول نقّال به خامهء ريگى « 2 » ، رسيده بالاى خامهء ريگ خانقين پيدا شد . با اردو سوار اسب شده ، از طرف دست چپ خانقين رانديم . مشير الدوله ، والى پاشا ، كمال پاشا ، على بيگ و . . . بودند . صحبتكنان رفتيم از ده و . . . قدرى دور شده ، پشت رودخانه پياده شده ، سوار اسب رخش شدم . زديم به آب . آب زيادى بود . اما اسب خوب سينه زد . بعد ، از چند نهرى هم گذشته ، رفتيم چادر . دو ساعت به غروب به اينجا وارد شديم . آنطرف رودخانه و پل اردو افتاده است . حاجى حيدر ريش زد . اسب بسيار خوبى كردهاى جاف آورده ، مىفروختند . ابراهيم خان آورد . سيصد تومان خريده شد . بسيار اسب خوبى است . شش ساله است . قزل است . بسيار خوب اسبى است . اسمش هم جهانپيما ، گذاشته شد « 3 » . آقا على آشتيانى را فرستاده بوديم [ كه ] سر پل و ده را قرق كند . مىگفت اهل بنه آخر جمع شده ، مرا سنگ مىزدند . امين خلوت ، نورى تيمور ، قوشچىها ، و . . . امروز همه از كنار رودخانه خانقين آمده بودند ، مىگفتند : دراّج زيادى بود غاز ، انقوت ، اردك ، درنا ، تيهو و . . . بوده است .
--> ( 1 ) . اصل : جعده ( 2 ) . معنى كلمه « خامه ريگ » در فرهنگها يافت نشد و ظاهرا معنى آن بايد تپهخاكى باشد . ( 3 ) . اصل : اسمش را هم